نیم نگاهر به کتاب «المؤلفون الافغانیون المعاصرون»

محمد علی برهانی شهرستانی

کتاب «المؤلفون الافغانیون المعاصرون» تألیف محمد عیسی القاسمی الافغانی، به زبان عربی، باقطع رقعی، جلد شومیزی، در 200 صفحه، باخط معمولی ، بتاریخ 9/2/1970- 1389 هجری در مطبعه النعمان – نجف اشرف وبه هزینة مرد خیّری به نام « عبد الجلیل محمد افضل» که دوست مؤلف بوده به زیور چاپ آراسته گردیده است. البته، این اثر ازلحا ظ کیفیت چاپ معایبی هم دارد، از قبیل کاهی وآسیب پذیر بودن کاغذ، حروف چینی نا مطلوب، اغلاط چاپی ونارسایی های دیگر، امّا، وزانت محتوا این معایب را تحت الشعاع قرار داده است.
چنانکه در صفحة اول کتاب آمده است، این کتاب، قسمت اول از کتاب «الافغانیون فی التاریخ» ودرواقع جزء اول کتاب مذبور می باشد.
در صفحة دوم کتاب، «تمثال الاستاذ العلامه القاسمی، مؤلف هذالکتاب حال طبعه ونشره» زینت خاصّی به کتاب بخشیده و حکایت از دوران جوانی و شور و نشاط و رشادت جناب مؤلف دارد.
در صفحة سوم اهدانامه درج شده است که مؤلف اثر خود را به محمد ظاهر، پادشاه وقت افغانستان، با ذکرالقاب و عناوین پر طمطراق اهدا نموده و در پایان همان صفحه نوشته است: «این اثر نا چیز خود را توسط سفیر کبیر استاذ خلیل الله خلیلی، بمقام شامخ اعلیحضرت همایون اهدا نموده وامید وارم که مورد قبول آن شاه ادب دوست بگردد.»
علامه آیت الله محقق خراسانی از اهدای کتابش به محمد ظاهر شاه هدفی را دنبال می کرده است و آن اینکه می خواست روابطش با حکومت افغانستان حسنه باشد تا بتواند از طریق سفارت افغانستان در عراق برای طلاب افغانستانی خدمت کند و در همین راستا با استاد خلیل الله خلیلی سفیر وقت افغانستان در بغداد طرح مراوده و دوستی می ریزد تا توسط ایشان مسائل اقامتی و تمدید پاسپورت و امور دیگر طلاب را سر و سامان بدهد. بنابراین، طلبه هایی که برای حل مشکل شان از استاد خراسانی عنوانی سفارت نامه می برده اند کار شان بدون تکلف حل می گردیده است.
ازصفحة چهار تا چهارده، عناوین «ملاحظه»، «اعتذار عن الحوزه العلمیه واساتیدها الکرام»، « اعتذار آخر»، «کلمه المؤلف» و« تمهید» به چشم می خورد که در ذیل این عناوین مؤلف، گرانمایه به مطالب مختلفی ازجمله به مشکلات فراروی، نبود منابع مکتوب در موضوع مورد نظر، و اهمیت و اولویت موضوع، در دل داشتن آرزوی به انجام رساندن این مهم، علل و اسبابی که مشوق مؤلف در خلق این اثر وزین و نفیس بوده و مسائل دیگر اشاره کرده است. از علما و بزرگان و مؤلفین افغانستانی که نام شان در این کتاب نیامده عذر خواسته و وعده داده است که در مجلد یامجلدات بعدی این پروژۀ مهم را تکمیل نماید؛ همین طور از بزرگان و مؤلفینی که زندگینامه های شان در کتاب «المؤلفون الافغانیون المعاصرون» آمده ولی حق شان خوب ادا نشده عذر خواهی نموده است.
درذیل عنوان های «سخن مؤلف» و «مقدمه»، مولف می نویسد: یکی از آرزوهایم که همواره تحقق آن را از خدای بزرگ مسئلت می نمودم این بود که کتابی بنویسم که شامل زندگینامه های علما و فضلای افغانستانی از گذشته تا حال باشد و معرفی آثار علمی و ادبی آن ها را احتوا نماید. و لکن خداوند بزرگ نخواست که از براورده شدن این آرزو مطلقا محروم گردم، لذا در یک ملاقات از قبل تعیین ناشده ای که با سفیر افغانستان در بغداد استاد خلیل الله خلیلی در منزل یکی از کارمندان سفارت افغانستان داشتیم در زمینه های مختلف بحث و گفت و گو شد و از جمله از موقعیت و تقدم علمی طلاب مهاجر افغانستانی در حوزه علمیه نجف اشرف صحبت بمیان آمد و ایشان بنده را مکلّف نمود تا رساله ای بنویسم که شامل زندگینامة علمی طلاب و مؤلفین و نویسندگان افغانستانی در عراق باشد. و از آنجایی که تألیف چنین کتابی از هدفهای جدی و آرزو های اصلی ام بود این تشویق و ترغیب استاد خلیل الله خلیلی مرا مصمم تر کرد و به کارم سرعت بخشید، درهمان جا به ایشان وعده دادم که به زودی چنین کتابی خواهم نوشت. بعد در آخر کتاب می نویسد: از همان وقتی که استاد خلیل الله خلیلی مرا به نوشتن این جزوه تکلیف نمود آن را در طی بیست روز نوشته و تکمیل نمودم و در تاریخ 5/1 / 1390 از چاپش فارغ شدم.
از صفحة پانزده به بعد، مطالب اصلی کتاب آغاز گردیده و شرح حال 23 نفر از علما و بزرگان و مؤلفین افغانستانی که دارای آثار و تألیفات مطبوع و غیر مطبوع بوده به طور فشرده گرد آوری شده است. زندگینامة هر بزرگی در یک فصل جداگانه بررسی شده و به ذکر نام و نام خانوادگی، نام پدر، زادگاه، محل رشد و نمو، آثار و تألیفات، خدمات علمی و تبلیغی و دینی و اجتماعی او پرداخته شده است. بعضی از این بزرگان تمثال مبارک شان نیز زینت بخش فصل مربوط به خود شان شده است.
افرادی که شرح حال شان در کتاب « المؤلفون الافغانیون المعاصرون» آمده است به همان ترتیب و عناوین مذکور در کتاب به قرار ذیل است:
سیدسرور واعظ حسینی بهسودی.
شیخ محمد اسحاق فیاض.
شیخ قربانعلی محقق ترکمانی.
شیخ محمد علی مدرس افغانی.
شیخ محمد آصف محسنی قندهاری.
شیخ موسی عالمی بامیانی.
شیخ صفر محمد عالمی.
شیخ غلام حسین توسلی.
سید نادر واعظی.
شیخ نظر علی مشهور به شیخ عبدالله موحدی کیسوی.
شیخ امان الله عارفی.
شیخ محمد حسین نوری .[1]
شیخ علی محمد شریعتی.
سید محمد محقق دیزنگی.
سید غلام حسین موسوی.
شیخ غلام حسن فصیحی.
سید اسماعیل حسینی.
شیخ محمد حسن مولوی قندهاری.
سید جواد حسینی.
شیخ نصر الله ناصری.
مؤلف محترم با اینکه تابعیت جدید را هم دارد ولی تعمدا روی هویت اصلی و تاریخی اش بیشتر تأکید می ورزد، لذا در آخر مقدمه و پایان کتاب این گونه امضاء می فرماید:« محمد عیسی القاسمی الافغانی المدعو لدی الاحباب بالمحقق الخراسانی».
در قسمت آخرکتاب، متن زندگینامه مرحوم آیت الله محقق خراسانی است که به قلم دو تن از دوستان و شاگردان آن بزرگ مرد به زبان فارسی تهیه و ضمیمه کتاب «المولفون الافغانیون المعاصرون» چاپ شده است.
تعداد زیادی از شاگردان و دوستان استاد علامه محقق داو طلب شده که برای آن بزرگوار نیز زندگینامه ای تهیه نمایند تا در کتاب مذکور به مناسبت اینکه ایشان شاه فرد «مؤلفون الافغانیون» است به چاپ برسد ولی ایشان حاضر نمی شده که شرح حالش در این کتاب بیاید بعد از اصرار زیاد قبول می کند و از مجموع زندگینامه های تهیه شده برای ایشان، نوشته ی سید محمد محقق ورسی و استاد شیخ غلام حسن فصیحی یکه و لنگی را انتخاب و در آخر کتاب چاپ می فرماید.
دراین دومتن، شخصیت شخیص آیت الله محقق خراسانی از زاویه های مختلف بررسی شده است و در نوشته مرحوم استاد فصیحی یکه و لنگی آثار و تأ لیفات استاد خراسانی به قرار ذیل لیست گردیده است و نیز زندگینامة منظوم ایشان، سرودة سید جواد حسینی، آمده است که خدمت خوانندگان گرامی تقدیم می شود:
اثرهای علمی استاد محقق
1- جزء اول «هدایت المنطق » شرح لئالی منظومه در موضوع منطق- مطبوع.
2- جزء دوم «هدایت المنطق» شرح لئالی منظومه در موضوع منطق- مخطوط.
3- جزء سوم« هدایت المنطق» شرح لئالی منظومه در موضوع منطق- مخطوط.
4- «هدایت الحکمه» شرح حکمت منظومه نیز اجزاء متعدد- مخطوط و ناقص.
5- جزء اول «الیتیمه» شرح حاشیه ی ملا عبدالله در منطق- مطبوع.
6- جزء دوم «الیتیمه» شرح حاشیه ی ملا عبدالله در منطق- مطبوع.
7- جزءاول «الایضاح القاسمی» شرح بیع مکاسب در موضوع فقه- مخطوط.
8- جزءدوم«الایضاح القاسمی»شرح بیع مکاسب در موضوع فقه- مخطوط.
9- «ابدع الوسائل فی شرح قطع الرسائل در موضوع اصول فقه- مخطوط.
اثرهای اخلاقی او
1- جزء اول «سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی- مطبوع.
2- جزء دوم « سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی- مخطوط.
3- جزء سوم«سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی- مخطوط.
4- الکفاح الاسلامی فی مشکله الفقر- حل مشکل از نگاه تعالیم اسلامی.
5- الکفاح الاسلامی- فی مشکله المرض- در موضوع اخلاق- مخطوط.
6- الکفاح الاسلامی- فی مشکله الجهل- در موضوع اخلاق- مخطوط.
اثرهای تاریخی او
1- المولفون الافغانیون المعاصرون- در موضوع تاریخ- مطبوع.
2- العلماء و الادباء من افغانستان بین الامس و الیوم در موضوع تاریخ مخطوط.
3- الهزارﺓ فی التاریخ (این سه کتاب فوق، سه جزء از کتاب الافغانیون فی التاریخ را تشکیل می دهند.)
4- خصال نا متناهی- در صفات مرد نامتناهی علی (ع)- مخطوط.
اثرهای فلسفی و کلامی او
1- جزء اول «ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
2- جزء دوم« ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
3- جزء سوم« ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
4- جزء چهارم « ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.

اکنون شرح زندگانی درخشان «استاد محقق » را از زبان دانشمند محترم و بیان شاعر نامی آقای سید «جواد حسینی» بشنوید.
قصیده شاعر نامی آقای استاد حسینی
بلبل طبعم سخن آغاز کرد
پیر فکرم دفتر نو باز کرد
رفت در دریای مواج وجود
موج ها از هر طرف در کار بود
بهریک ترکیب ناقص یا تمام
جملة ذرات در جنبش مدام
هرگروهی از عناصرسوی هم
گاه در جنگ وگهی دلجوی هم
بیشترازصدفزون اندر شمار
رفت در اشیاء این عالم بکار
از تسالم در کنار هم شدند
وز تخالف دشمن خود می زدند
اولین سلول چون بیدار شد
هی بخود جنبید تا بسیار شد
رفت در ترکیب انسان بی شمار
هر کدامین بهر کاری زیر بار
گاه یاروگاه مار هم شدند
باربر، هم گاه بار هم ، شدند
زین عوامل صد هزار اندر گرو
تا که آدم پیشتازد در جلو
ای خوش انسانی ز حیوانی رمید
رفت تا بر حد انسانی رسید
شد مقدم آدم از آدم شدن
نی فقط همچون بهائم دم زدن
هر که چون خرخورد و خوابش کار شد
همچو خر از بهر هر کس بار شد
عرش انسانی را اگر داری گنان
رو نفخت فیه من روحی بخوان
غرق نعمت دسته ای گمراه شد
دسته ای از فقر مرد راه شد
خود تحول پخته سازد مرد را
پختگی خود می رساند درد را
از نوابغ هر چه شد از درد شد
هر که دردش نیست خود بی درد شد
یک هزار و سیصد و پنجاه و پنج
رفت از تاریخ هجرت خود بسنج
روستائی نام او قاسم علی
در گیامی اصلش از کرمان ولی
نی ز کرمان که در ایران بود
تابع لعل است و در افغان بود
در دهستانی که بودی پای کوه
کوه بدهد مرد بینا را شکوه
کودکی در خانه اش بگشاد چشم
خالی از مهر و دلی خالی ز خشم
از محبت کرد عیسی نام او
همچو عیسی صید چرخش دام او
در گیامی ما ندده سال دگر
بود شغلش در فلاحت سر بسر
برد آخر روزگار از وی قرار
می کشانیدش بهر سو و کنار
تا در آخر در نجف بگذاشت پای
همچو دری در صدف بگرفت جای
چون نجف هر شهر دانشرا در است
بحرگیتی دان، نجف چون گوهر است
دین احمد زین نجف بر جاستی
منطق حق زین نجف بر پاستی
نی نجف بل بحر مواج علوم
کوه آهن را نجف سازد چو موم
مر شد خلقان نجف را مسکن است
حی ومیت را نجف خود مأمن است
رفت عیسی اندر ان امواجها
گه حضیض و گاه در معراج ها
گر نباشد موج اوجش از کجاست
گر نباشد عسر یسرش بی بهاست
عمراونبود فزون از سی و چار
همکنون آثار مغزش را شمار
رفت در علم لغت استاد شد
تا که هر استاد را زو یاد
درعرب شد یک ادیب ماهری
در فصاحت یکه تاز باهری
« الیتیمه» منطق گویای او
« هادی حکمت» ید بیضای او
فقه شرح بیع تحریرات ازو
در اصولش نیز تقریرات ازاو
فلسفه رکنیست در « ارغام» او
وز بیانش زنده باشد نام او
دیگر از تعلیم و تدریس و حساب
وز علوم اجتماعی کامیاب
« الکفاحش» وعظ و توجیهات او
« هادی منطق» زتنزیهات او
هست اخلاقش ز « سلم » بازگو
المؤلف سیر در تاریخ او
شد محقق چونکه تحقیقش بجاست
هرکه تحقیقش نباشد بی بهاست
هرکرا ظرفیست چون دریای نیل
گر بداند خود ورا نبود بدیل
بر سبیل رشد هر کس او فتاد
می شود همچون محقق او ستاد
مر« حسینی» را چه باشد بیش ازین
تا کند تشریح یک مغز وزین

________________________________________
[1] شیخ محمد حسین نوری، از ارگ سنگ تخت، دارای قریحة نازک و لطیف شعری بوده و در وصف کتاب «المؤلفون الافغانیون المعاصرون» و بقیه آثار علامه محقق خراسانی شعر زیبایی سروده است که استاد خراسانی شعر ایشان را تقریظ ادبی بر کتابش خوانده و چند بیتی را از این شعر ضمیمة شرح حال ایشان نموده است. حقیر این چند بیت را در این جا آورده لذت و شیرینی اش را با شما خوانندگان عزیز تقسیم می نمایم.
ای دل زانصاف دراین ورطه گذر کن
گلزار اثرها توتماشاونظر کن
جاوید بود آنکس که آثارگذارید
دائم توخواهی ماند رو ابراز اثر کن
تحقیق محقق چه عجب جالب وزیباست
هرگز نشود محو تو امعان نظرکن
سلّم چو مسلم از او پاینده وباقیست
احوال رجالش بنگر باز بصرکن
ازراه هدایت سوی منطق دربگشود
درمنطقة منطق ازین راه سفر کن
گرخواهی دراین دهر ابد الدهر بمانی
درصحنة ایام چنین رسم وهنر کن
[دوبیت را حضرت استاد خراسانی از اینجا حذف کرده است ]
اوازمنطقه کرمان نسبش هست هزاره
نسبت نبود فضل توتکمیل هنرکن
ای شاخ فضیلت زقاسم شده ممتد
جاوید اگرمانی چنین شاخ وثمرکن
بودمرکزپیدایش اوارض گیامی
تبریک بتوباد ای ارض چنین بار دگرکن
زان پس بنجف شیوه تحصیل بپیمود
نوری بسرا شعروزو شرح دگرکن
درمرحله تحصیل قصب السبق ربودی
آری که ربودی تو جولان دگرکن
ای شیر میادین ای استاد سخنور
وزسحر بیانت همه را زیر اثر کن
این بحر سخن گرسخن آغاز نماید
تسخیر کند افکار وزین سحر سحرکن
گرنقطه لب او بتدریس گشاید
لعل وگهر بارد ازو کسب هنرکن
داریم تقاضا مازدرگاه تو ای حق
وی را تو مسلم زانواع خطر کن
و نیز از همین شاعر گرانمایه اشعار دیگری در توصیف علامة بزرگ استاد خراسانی در همین کتاب آمده است که خواندنش عاشقان و مریدان خراسانی را شیرین کام می کند.