علامه محقق خراسانی بنیان گذار نهاد مر جعیت در افغانستان
آيت الله خراساني بنيانگذار نهاد مرجعيت در افغانستان
در مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمين حاج آقاي اخلاقي
معاونت دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي در قم.
حضرت آيت الله محقق خراساني يکي از اهداف بلند و آروزهاي ديرينش بنيانگذاري نهاد مقدس مرجعيت در افغانستان بود و قبل از هرکسي ثمرات و فوائد اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي اين نهاد علمي و معنوي را در سرزميني که مردمانش از اين موهبت الهي بيبهره بودند درک کرده و فهميده بود و در طول عمر پربارش تلاش ورزيد تا به اين هدف نائل آيد او همواره به حلقات علمي افغانستاني هشدار ميداد که بايد اين سدها که افغاني نميتواند کتاب بنويسد، افغاني نميتواند درس خارج بگويد، افغاني نميتواند مجتهد بشود شکسته شود و به شاگردانش نيز توصيه ميفرمود که به انگيزة اجتهاد و مرجعيت درس بخوانند، و ميگفت: افغانستان مظلوم و حرمان ديده بايد داراي مجتهد جامع الشرايط و مرجع تقليد شود، ايشان از اينکه خمس کفني يک پيرزن فقير و دربدر شيعة افغانستاني به مراجع نجف و قم واصل ميگرديد در حاليکه طلاب افغاني در مدرسههاي داخل افغانستان با شکمهاي گرسنه درس ميخواندند، ناراحت ميشد و از اينکه مردم مؤمن و متدين افغانستان در مسائل و احکام شرعي دست نيازش بسوي خارج دراز بود غصه ميخورد و از اينکه تبليغات سؤ، جبر زمان و شرايط خاص نژادي، مليتي و جغرافيايي يک روحية خود کم بيني و عدم اعتماد بنفس شديد در بين علماي طراز اول ما به وجود آورده بود سخت رنج ميبرد و در جواب آن عالم بزرگواري که گفته بود اگر ما افغانيها مجتهد شويم کي از ما تقليد ميکند، گفته بود اگر شما رسالة عمليه بنويسيد من اولين کسي هستم که از شما تقليد خواهم کرد. بنابراين ايشان از همان زمانهايي که در نجف بود ضروت تشکيل نهاد مرجعيت در افغانستان را حس ميکرد و عملا هم در همين راستا حرکتي را آغاز نمود و بيوقفه کوشيد و با موانع جدي مبارزه کرد تا اينکه در اوائل دهة 70 اين حرکت خدايي و معنوي به مقصد منتهي گرديد ورايت سبز اجتهاد و مرجعيت بر قلب آسيا به اهتزاز درآمد و حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي دام ظلّه بر مسند مرجعيت تکيه زد و به اين ترتيب آيت الله محقق خراساني به يکي از اهداف بزرگش دست يازيد.
يکي از علماي بزگوار کشور ما که در سالهاي اخير عمر آيت الله خراساني با ايشان در سنگر مرجعيت همکار و همگام بوده است جناب حاج آقاي اخلاقي معاونت محترم دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي دام ظله العالي در قم مي باشد. ايشان از اول زماني که نهاد مقدس مرجعيت شکل گرفت و حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي اين مسئوليت سنگين را به دوش کشيد جهت تحکيم و استواري پايههاي اين نهاد نوپا، آيت الله خراساني را ياري رسانيد و در جريان جزئيات تلاش ها وکوشش هاي آن بزرگ مرد در اين رابطه بود. ما جمعي از دوستان تصميم گرفتيم که با ايشان گفت و گويي ترتيب دهيم و اين جزئيات را از زبان ايشان بشنويم. در يکي از روزهاي تابستان 1388 خبردار شديم که ايشان تازه از افغانستان برگشته و در مشهد است، در تب و تلاش شديم که در اين جا گفت و گویی انجام دهیم که خوشبختانه توفيق رفيق شد و با همکاري بسيار دوستانۀ برادر عزيز ما جناب حاج آقاي غلام حسن اکبري زمينۀ اين گفت و گو در منزل ايشان فراهم گرديد که متن ذيل حاصل اين گفت وگو است.
محمد علي برهاني شهرستاني
28/5/1388
مشهد مقدس
جعفري: بسم الله الرحمن الرحيم. در خدمت يکي از علماي محترم کشورمان هستيم و ميخواهيم دربارة يکي از شخصيتهاي بزرگ علمي معاصر ما حضرت آيت الله علامه محقق خراساني گفتههايي را از زبان اين بزرگوار بشنويم که ايشان همراه و همگام آيت الله محقق خراساني در بسياري از جاها بوده مخصوصا در سفرهاي علمي و تبليغي آن بزرگ مرد حضور داشته است.
جناب حاج آقاي اخلاقي شما ابتدا صحبتي کوتاهي را راجع به اينکه با علامه خراساني چگونه آشنا شديد و آشنايي شما در چه عرصه هايي بوده، داشته باشيد و بعد ما سؤالات را راجع به همان مسائل مطرح ميکنيم.
اخلاقي: بسم الله الرحمن الرحيم . من از ابتدا که تلاش و فعاليت دوستان را شنيدم که ميخواهند در رابطه با احياي شخصيت علمي و فرهنگي آيت الله محقق خراساني کار بکنند و شخصيت ايشان را در تاريخ احيا کنند و آثار علمي و فرهنگي ايشان ماندگار تاريخ بشود، بسيار مسرور و خوشحال شدم.
البته شناختي که من با آيت الله خراساني پيدا کردم تقريبا شناخت دو مرحلهاي است، درمرحلة اول من در نجف اشرف، طلبة ابتدايي بودم و آيت الله علامه خراساني يکي از شخصيت هاي بسيار برجسته و شاخص حوزة علمية نجف اشرف، همگام و همکار با حضرت امام خميني (ره) در نجف بود. من پاي جلسات سخنراني ايشان مي رفتم و در چند ماه رمضان ايشان در حوزة علمية نجف در مدرسة قوام سخنراني داشت از اول ماه مبارک رمضان تا آخر بطور مرتب سخنراني ميکرد و من از آنجا با ايشان آشنايي پيدا کردم.
من معتقدم که آيت الله خراساني از نظر خطابه و مراحل تبليغي، شخصيت اول در حوزة علمية نجف در بين عرب و عجم بود، بنده چندين جلسه حضور آيت الله العظمي سيد محمد باقر صدر (ره) را در مدرسة قوام پاي منبر آيت الله خراساني شاهد بودم که ميآمد و به عنوان يک مستمع از فيوضات و برکات علمي و تبليغي ايشان بهره ميبرد .
يک نکتة بسيار جالبي(که نميدانم برادران ديگر گفتهاند يا نه؟) من ميخواهم خدمت شما عرض کنم و آن اين که من بالواسطه شنيدم که از طرف شيعيان کويت از آيت الله العظمي خوئي(ره) در نجف خواسته شده بود که يک مبلغ توانا که هم عالم باشد و هم مبلغ، و توانايي پاسخگويي شبهات را در کويت در برابر مخالفين داشته باشد بفرستد و سرانجام آيت الله العظمي خوئي با اعضاي دفترشان جلسه تشکيل داده و فرموده بودند: همچنين خطيبي که هم در عرصة علمي توانمند باشد و هم در عرصة تبليغي و به دو زبان عربي و فارسي مسلط باشد غير از شيخ محمد عيسي محقق افغاني کسي ديگر را سراغ نداريم. و تعبير آيت الله العظمي خوئي اين بوده که: ما در بين عرب وعجم در حوزة علمية نجف خطيب و مبلغ توانا غير از شيخ عيسي محقق افغاني نداريم. که اين درخواست به آن مرحوم پيشنهاد شده بود ولي ظاهرا ايشان نپذيرفته بود.
و نيز لازم ميدانم به اين نکته اشاره کنم، همانطور که شما ميدانيد آيت الله محقق خراساني يک مجتهد مسلّم بود من اين مسئله را از حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي پرسيدم ايشان فرمود: آيت الله خراساني مجتهد مسلم است و شما توجه داريد که در بين فقها و مجتهدين، مجتهد دو بعدي کم داريم که هم در عرصة علمي صاحب نظر و صاحب فتوي باشد و هم در عرصة تبليغ و فرهنگ زبان گوياي جهان اسلام وتشيع باشد، آيت الله محقق خراساني اين ويژگي را داشت، بين مجتهدين و علماي که در مسائل اصولي و فقهي صاحب نظر بودند، استاد مرحوم هم مجتهد بود و هم در عرصة تبليغي و فرهنگي شخصيت بسيار توانمندي بود که ما امروز درعصر فعلي مثلا حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني را داريم، ايشان هم واقعا فقيه نامدار و اصولي چيره دست و در عين حال خطيب بسيار توانا است معظم له در نجف اشرف يکي از خطباي معروف و مشهور بوده که از حوزه علميه نجف به کويت ميرفته است حالا شما ميدانيد که در جلسات درس اصول و فقه که ايشان دارد به مناسبتهاي تاريخي و مذهبي سخنرانيهاي بسيار علمي و پربار مينمايند من در طول سه دهة که در حوزه هاي علميه بودم دو مجتهد را با اين ويژگي ديدم که يکي حضرت آيت الله وحيد خراساني است و ديگري هم آيت الله محقق خراساني، که هم مجتهد و صاحب نظر بود در مسائل فقهي و اصولي و در عين حال يک خطيب بسيار توانا بود به دو زبان عربي و فارسي سخنراني ميكرد و ميشود اين را يکي از ويژگيهاي آيت الله خراساني برشمرد، اين مرحلة اول شناخت من از ايشان بود که بعضي از ويژگيهاي ايشان را عرض کردم.
جعفري: با تشکر از شما جناب آقاي اخلاقي البته ما يک سري سؤالات تخصصي هم داريم که دسته بندي شده است که راجع به قرآن، فلسفه، عرفان، فقه، اصول، اخلاق ، سياست و موضوعات ديگر است من احساس ميکنم که اين سؤلات را در اختيار شما قرار بدهيم و شما سرفرصت دسته بندي شده پاسخ بدهيد بهتر است و اينجا هم شما تازه از سفر به افغانستان برگشتهايد و خسته هستيد و هم وقتش نيست؛ و در اين مصاحبه ما بيشتر راجع به سفرهاي آقاي خراساني در پاکستان و اصفهان و قم و جاهاي ديگر که شما در محضرش و همسفرش بوديد ميخواهيم صحبت بکنيم. منتها اينجا يک چيز را مطرح ميکنم و آن اينکه با بزرگان ديگري هم که راجع به آقاي خراساني صحبت هايي داشتيم در مورد آشنايي ايشان با آيت الله شهيد محمد باقر صدر تأکيد داشتند و شهيد صدر از نوادري بود که بسيار خوش فکر و نوانديش بود و تفکرات جديدي داشت، هم تفکرات حوزوي شيعي داشت و هم با علوم روز از طريق کتاب هايي که در مصر چاپ ميشد و در نجف ميآمد. حالا با توجه به اين مسئله شما از نوانديشي هاي محقق خراساني راجع به علوم روز معمول آن زمان يک تصويري اگر براي ما ارايه بدهيد ممنون ميشويم.ّّّ
اخلاقي: البته در آن رابطه من چون آن زمان طلبه مبتدي بودم و تازه جامع المقدمات را ميخواندم و در عرصه هاي علمي نه در جلسات درس استاد حضور داشتم و نه آن شناخت لازم را از مرحوم آيت الله خوئي و شهيد آيت الله صدر داشتم. و الان وجدانا بر اين باورم که ايشان از نظر علمي و از نظر مسائل روز که تقريبا ميشود گفت با انديشه هاي آيت الله شهيد صدر نزديک بوده يعني روي شناختي که آيت الله شهيد صدر و آيت الله العظمي خوئي از آيت الله خراساني داشتند و اينکه آيت الله شهيد صدر پاي منبر ايشان ميآمد يا آيت الله العظمي خوئي ايشان را به عنوان يک عالم و خطيب توانمند که پاسخگوي نيازهاي جامعة کويت باشد تشخيص داده و انتخاب ميکند طبيعي قضِيّه است از اين انتخاب شايستة آيت الله خوئي نتيجه ميگيريم که آيت الله محقق خراساني در آن زمان پاسخ گوي نيازهاي زمان بوده و از علوم روز، فلسفه، کلام و معارف اسلامي يک شناخت جديدي داشته که آن زمان آيت الله خوئي و آيت الله صدر روي همين ويژگي هاي آيت الله خراساني عنايت ويژه داشتهاند.
جعفري: آيا رابطه آيت الله خراساني با شهيد صدر رابطة استاد وشاگردي بوده يا يک نوع تعامل علمي و فکري با هم داشتهاند ؟
اخلاقي: آن طوري که من به خاطر دارم، البته من خودم نديدم و از کسي هم نشنيدم که آن مرحوم پاي درس ايشان شاگرد بوده و بنده بر اين باورم که رابطة آيت الله محقق خراساني با آيت الله شهيد صدر بيشتر رابطة علمي بوده نه رابطة استاد و شاگردي، حالا ممکن است در يک مقطع هايي از محضر ايشان استفاده شده باشد ولي به عنوان يکي از شاگردان معروف آن بزرگوار نام برده نشده، چون شاگردان معروف آيت الله صدر از همشهري ها آيت ا... استاد صالحي مدرسي، آقاي شيخ جواد عالمي يکه ولنگي و بعضي از افاضل ديگري که فعلا در قيد حيات نيستند مثل آيت الله مرحوم سيد ابوالحسن فاضل و ... بودهاند ولي نشنيدم که آيت الله محقق خراساني از شاگردان برجسته ايشان بوده من آيت الله خراساني را با شهيد صدر معاصر ميدانم و بيشتر رابطه بين اين دو شخصيت رابطة علمي بوده است.
جعفري: حالا ميپردازيم به سفرهاي تبليغي آيت الله محقق خراساني براي ترويج و تثبيت مرجعيت، اين را همه ميدانند حالا چه کسي اعتراف بکند و چه نکند، من يک تعبيري داشته و دارم که اگر محقق خراساني مالک اشتر محقق کابلي نميشد آقاي محقق کابلي از دم تيغ تيز منافقين جان سالم بدر نميبرد، اين يک واقعيت است که اگر آقاي محقق خراساني نبود، اگر آن خطابه هاي داغ و آتشين را در خدمت ترويج مرجعيت ايشان مطرح نميکرد قطعا امروزه ما مرجعيت آقاي محقق کابلي را به اين حد از مقبوليت نداشتيم. حالا حضرت عالي در اکثر از اين سفرها بوديد و ايشان يک سفري به پاکستان داشته بوده که سفر مهم ايشان هم است و سفر هايي در داخل ايران هم داشته بوده و شما راجع به سفرهاي ايشان در داخل ايران يک مقداري صحبت کنيد تا برسيم به سفر ايشان به پاکستان .
اخلاقي: عرضم به حضور شما در رابطه با سفرهايي که ما با آيت الله خراساني در داخل ايران داشتيم ابتداي سفر ما از مشهد آغاز شد؛ همان طوري که آقاي جعفري اشاره فرمود من هم بر اين باورم که آيت الله العظمي محقق کابلي که اين جرأت را به خود داد عامل اساسي و محرک اصلي آيت محقق خراساني بود، حتي اگر به خاطر داشته باشيد در جلسات روزهاي اولي که ما در مشهد بوديم در محضر آيت الله العظمي محقق کابلي و آيت الله محقق خراساني، آيت الله کابلي زير بار نميرفت و حتي در يک جلسهاي که آيت الله فاضل ورسي و يک مجموعة از شوراي مدرسين از قبيل مرحوم استاد فصيحي (ره) و آقاي استاد خليل (ره) بودند و در مسئلة مرجعيت بگو مگو شد بالاخره علما و دانشجويان مشهد به شکل هيئتهايي ميآمدند و داراي سخنگو بودند و تقاضا ميکردند که شما رسالة عمليه بنويسيد، در يک جلسه من يادم نميرود حتي آيت الله العظمي کابلي به آيت الله خراساني فرمود:که شما واجد شرايط هستيد رسالة عمليه بنويسيد. آيت الله محقق خراساني فرمود: نه، شرايط من غير از شرايط شما است و تعبيرش اين بود: شما را ويژگيهايي است يکي از ويژگيها سيماي ملکوتي حضرتعالي است، اين سيما و چهره ملكوتي براي مرجعيت بسيار زيبنده است. وثانياً از نظر مردمي شما يک موقعيت اجتماعي بالايي داريد، و شما از جهاتي شايستة تصدي مرجعيت هستيد، روي هم رفته استخارهاي شد و ايشان هم مرجعيت را پذيرفت. ما اولين سفر را از مشهد مقدس آغاز کرديم که چند نفري ازعلماي مشهد مقام معظم مرجعيت را همراهي ميکردند آيت الله خراساني در رأس بود، آقاي فهيمي بلخاب، آقاي استاد خليل در بندرعباس، آقاي استاد فصيحي و استاد نهضت يکه ولنگي بودند ما مجموعة که از قم بوديم اولين سفر را، قم رفتيم و اولين جلسهاي را که تشکيل داديم ما طلبه هاي يکهولنگ در منزل حاج آقاي خطيبي بود، بنده بودم، حاج آقاي خطيبي، آقاي حليمي و حاج آقاي فاضل از علماي يکهولنگ بودند، ما چهار نفر در مرحلة اول 120 نفر از چهرههاي شاخص و نخبگان روحانيت افغانستان را در حوزة علمية قم دعوت کرديم و جلسة بسيار باشکوهي بود کمّا و کيفا. سرانجام مسئلة مرجعيت ايشان که در مشهد مطرح شده بود روي اين مسئله در قم با حضور آيت الله محقق خراساني، بنده ابتدا يک مقداري صحبت کردم و بعد عنان سخن را به آيت الله خراساني دادم، ايشان در اين رابطه از ضرورت ظهور مرجعيت بسيار صحبت مستدل، تشريحي و مستوفي داشت ، برکات و ثمرات مرجعيت و توانايي علمي حضرت آيت الله العظمي کابلي را برشمرد الحمد لله در آن جلسة علمي که نخبگان اکثرا حضور داشتند ما به يک دست آورد کلاني رسيديم که اکثريت اعضاي جلسه که از نخبگان جامعة افغانستان بودند مسئلة مرجعيت و اقدام ايشان را صحه گذاشتند
بعد از آن جلسه که ما نظريات اکثريت علما و چهرههاي شاخص حوزه علميه قم را گرفتيم يک مقداري ارادة ما قويتر شد، آيت الله خراساني مصمم بود مصممتر شد و بالاخره ده روز در قم مانديم و بعد سفرهاي اصفهان و بندرعباس پيش آمد و در اين مدتي که آيت الله خراساني در منزل حضرت آيت الله العظمي کابلي بود يک شبي من ايشان را در منزل خودم دعوت کردم از ايشان يک سؤالي کردم به عنوان يک وظيفة شرعي گفتم : استاد آيت الله خراساني ! شما فعلا مجتهد هستيد و بايد مجتهد را اهل خبره تعيين کند، حالا که ما در همين کاروان ملحق شديم آيا شرعا مشکلي پيدا نميکنيم، حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي به نظر شما واقعا يک فقيه جامع الشريط و جايز التقليد است؟ آيت الله خراساني فرمود: آقاي اخلاقي ! من در اين ده روزي که در قم منزل معظم له اقامت داشتم طي اين ده روز من صبح ها قبل از صبحانه با آيت الله کابلي نبرد علمي داشتم، تعبير آيت الله خراساني اين بود که آيت الله کابلي در فقه و اصول قهرمان است . ايشان ميفرمود : طي اين ده روز من با آيت الله منتظري، آيت الله مکارم شيرازي ، آيت الله سيد محمد شيرازي، آيت الله صانعي و ... مباحثه علمي داشتم. ميفرمود : آقاي صانعي و آقاي مکارم و بقيه بزرگان حوزة علمية قم در نبرد علمي کوتاه آمدند و آن طوري که من انتظار داشتم پاسخگو نبودند و ايشان فقط روي آيت الله منتظري حساب داشت و به من اطمينان داد که شما انشاءالله در اين مسير با ايمان و اعتقاد حرکت کنيد و حضرت آيت الله العظمي کابلي از نظر فقهي و اصولي پهلوان است و هيچ کمبودي از ديگر فقها و مراجع تقليدي که در حوزة علمية قم مشغول تدريس هستند ندارد جز اينکه افغاني و از مردم محروم هزاره است که اين عيب حساب نميشود. لذا من با اين ارشادات و رهنماييهاي آيت الله محقق خراساني (ره) مصمم شدم و در اين مسير بودم و بعد از اين جملاتي که ايشان فرمودند من صد در صد با ايمان و عقيده حرکت کردم و تا اين لحظه که در محضر شما عزيزان هستم با اعتقاد کار کردم و آيت الله خراساني ما را بتمام معنا در اين مسير تشويق کرد .
بعد اصفهان رفتيم و آنجا هم جلسهاي از طرف علماي افغانستان برگزار شد و استقبال خوبي شد استاد علامه خراساني صحبت بسيار مفصلي داشت و در ان سخنراني از آيت الله سيد سرور واعظ حرفي به ميان آمد، يکي از ويژگي هاي آيت الله خراساني اين بود که بسيار ديد وسيع داشت و از منطقهگرايي سخت متنفر بود و آنجا يک نقدي بر شهيد آيت الله واعظ داشت که ايشان وقتي نجف آمد علماي بهسود را يک تقسيمه داد. آيت الله خراساني فرمود: من به آيت الله واعظ انتقاد کردم که شما بايد همة علماي افغانستان را مساعده ميدادي و اگر نداشتي اصلا نميدادي ، تو چرا سيد الافغانيين نباشي که سيد البهسوديين باشي.
آيت الله خراساني داراي ديد وسيع بود و اين نظر بلند را داشت نسبت به حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي عنايت خاصي داشت و ميگفت ايشان فرامنطقهاي فکر ميکند، فکرشان محدودة منطقوي ندارد ، از نظر تقوا، عدالت و از نظر مسائل علمي يک شخصيت واجد الشرايط است.
بعد بندرعباس رفتيم و در آنجا هم مراسم و جلساتي برگزار شد و مطالبي که ارايه داده شد تقريبا همان مطالب گفته شده در جلسات قم و اصفهان تکرار گرديد، تا به تهران برگشتيم، در تهران در مرقد حضرت امام خميني(ره) مراسمي از سوي مهاجرين و علماي افغانستان برگزار شد و يک استقبال رسمي در حرم امام خميني (ره) از ما به عمل آمد، تا دوباره به قم برگشتيم و مسئلة رسالة عملية آيت الله محقق کابلي شروع شد و آيت الله محقق خراساني طي ده روز در مرحلة اول و ظاهرا ده روز ديگر در مرحلة دوم که از بندرعباس آمديم ايشان در قم اقامت داشت و آيت الله محقق کابلي از نظريات و افکار ايشان کاملا استفاده کرد .
نکتة جالب قابل توجه اين است که آيت الله محقق خراساني يک آدم هدفمند بود، من از ايشان پرسيدم حاج آقا شما قبلا 30سال در خدمت امام خميني (ره) بوديد و با مجلس اعلاي عراق کار کرديد، چطوري يک مرتبه اين جوري تصميم گرفتيد؟ ايشان گفت: يکي از آرزوهاي من مسئلة مرجعيت در افغانستان بود. اين را من از قول يکي از علماي نجف که از شاگردان آيت الله خراساني است نقل ميکنم، ايشان ميگفت: بعد از آن که حوزة علمية نجف توسط بعثي ها منحل شد و آيت الله خراساني حوزة درسيشان يک حوزة بسيار پرباري بوده و در يکي از جلسات درسيشان اعلام کرده بود که من تصميم دارم حداقل پنجاه نفر مجتهد براي افغانستان تربيت کنم و تحويل جامعه بدهم و شاگردانش را تشويق ميکرد که با انگيزة اجتهاد و مرجعيت درس بخوانيد.
آيت الله خراساني فرمود: يکي از آرزوهايم اين بود که يک مرجعيتي در افغانستان مطرح شود، من30سال در خدمت امام(ره) بودم ، 10سال براي مجلس اعلاي شيعيان عراق تلاش کردم و بقيه عمرم را وقف ميکنم براي شيعيان مظلوم افغانستان که مسئلة مرجعيت در افغانستان تثبيت شود و مرجعيت برکات و ثمرات زيادي در عرصههاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي دارد .
آيت الله خراساني شخصيت بسيار هدفمندي بود و حتي مشکلاتي هم براي ايشان از جاهايي خلق شد و ايشان به تمام معنا آمادگي داشت و به اين باور بود که اگر زمينة ماندن در خراسان هم براي من نباشد حاضرم در افغانستان درکنار آيت الله کابلي بروم تا اين مرجعيت تثبيت شود و جا بيفتد و مردم ما از اين حرمان علمي و فرهنگي نجات پيدا کند.
جعفري: خدمت شما عرض شود که آقاي خراساني (خدارحمتش کند) راجع به مرجعيت هم هدف بلندي داشت و هم نظريات کاربردي عجيبي، در بعضي جلسات ايشان مطرح ميکرد. سؤال من اين است که آن اهدافي را که آيت الله خراساني راجع به مرجعيت در افغانستان تعقيب ميکرد و حضرت آيت ا... العظمي محقق کابلي را هم با توجه به همان اهداف به عنوان يک مبلغ ازش تبليغ کرد و او عبارت از اين بود که مرجعيت در افغانستان منحصر به خود افغانستان نشود يعني مرجعيت آقاي کابلي بايد در لبنان، در سوريه، و جاهاي ديگر ترويج پيدا کند و ايشان تعبيرش اين بود که مرجعيت آيت الله کابلي بايد جهاني شود يعني از خاک افغانستان فراتر رود و در هند، پاکستان، لبنان، عراق، سوريه، ايران و جاهاي ديگر نفوذ پيدا بکند، امّا، تا حالا که چندين سال از مرجعيت آيت الله محقق کابلي ميگذرد و ميبينيم که عملا اين اهداف و آرزوهاي آيت الله خراساني تاکنون برآورده نشده است. نظر شما به عنوان نماينده و يکي از مسؤلين دفتر آيت الله کابلي در قم در اين مورد چيست ؟
اخلاقي: البته چيزي که شما فرموديد من هم در ذهنم هست، آيت الله محقق خراساني طرحش اين بود که بايد درکابل حوزة علميهاي باشد که طلاب کشورهاي آسياي ميانه، هند و پاکستان آنجا جلب بشود و کابل بايد يک مرکز علمي نامدار تاريخي باشد و اين يکي از اهداف محقق خراساني بود. البته مرجعيت فعلي الحمد لله در افغانستان فراگير شده است و عزيزاني که افغانستان رفتهاند متوجه شدهاند که در جاهايي که کمتر مقلدين را ايشان دارد پنجاه درصد است، اکثر مناطق هفتاد هشتاد درصد مقلد معظم له است ازجمله دايکندي، بهسود، يكهولنگ و باميان اکثرا مقلد حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي هستند .
اما اينکه در بيرون از افغانستان فراگير نشد، ممکن است علل و عواملي داشته باشد يکي از علّت ها ممکن است اين باشد که مديريت لازم که بايد و شايد ميشد در اين رابطه نشد ، جنبة تبليغات ضعيف بوده اما، به نظر من عامل عمدة مسئله اين است اين واقعيت را بايد قبول بكنيم که مسئلة مليت و جغرافيا فعلا در جهان اسلام و جهان تشيع مطرح است و شما ميبينيد که در عراق يا در ايران حتي الامکان سعي ميکنند که از يک مرجعيت خودي که از همان مليت و همان کشور و مملکت است تقليد بکنند، در ابتداي که مسئلة مرجعيت آيت الله کابلي مطرح شد ما شنيديم که در بعضي از خطبه هاي نماز جمعه قم ميگفتند مرجعيت بايد ايراني و در ايران باشد حتي بعضي از دوستان ميگفتند که در اينجا مرجعيت آقاي سيستاني هم نفي شده است . من معتقدم اين مسئله در ايران مطرح است و همچنين درعراق و لبنان . به نظر من عامل عمده اين است .
جعفري: راجع به سفر آيت الله خراساني به پاکستان ، شما بفرماييد که ايشان در چه تاريخي از ايران وارد پاکستان شد ؟
اخلاقي : دقيق يادم نيست ، ظاهرا تابستان سال 1372 بود که حضرت آيت ا...العظمي محقق کابلي مشهد بود و ما هم از قم به مشهد آمديم معظم له مأموريت داد که شما در رکاب آيت الله خراساني به پاکستان برويد، من پذيرفتم آيت الله خراساني هم پذيرفت برنامه ريزي شد من به عنوان اينکه بروم زمينة ورود ايشان را فراهم کنم تا آيت الله خراساني در پاکستان خوب استقبال شود، زاهدان رفتم و از آنجا با يک بلوچ سوار بر موتور خود را به مرز پاکستان رساندم و از طريق مرز تفتان وارد پاکستان شدم و آيت الله خراساني گذرنامه گرفت و براي ايشان بليط پرواز تهران – کراچي صادر شد ، وما دوسه هفته قبل از تابستان سال 1372 رفتيم کويته، از آنجا به كراچي رفتيم با بچههايي که مقيم کراچي بودند هماهنگي کرديم براي اينکه آيت الله خراساني درکراچي خوب استقبال شود و اقامتگاه ويژهاي درنظر گرفته شد که بحمد الله آنجا برادران مهاجر ما بودند و برادران که تابعيت پاکستان را دارند، روي هم رفته شيعيان آنجا همکاري خوبي کردند و رسالة عملية ايشان توسط مهاجرين در كراچي چاپ شد ، زماني که من با آيت الله خراساني به پاکستان رفتيم تعداد پنجاه جلد رساله را در قم زيراکس کرديم ولي اولين بار در کراچي به تعداد هزار جلد چاپ شد . خلاصه سخن آيت الله خراساني مدتي كه در كراچي ماند از طرف مومنين آنجا استقبال كم نظير شد.
بعد من از كراچي رفتم زمينه ورود ايشان را درکويته فراهم کردم و اولين کاري که نمودم گفتم بهترين موتري که در اختيار مردم هزارگي است اين موتر را بايد در اختيار آيت لله خراساني قرار بدهيم و با يک تشريفات خاصي ايشان را از فرودگاه کويته به محل اقامتشان منتقل کنيم، آنجا شخصي بود به نام حاجي عظيم دايزنگي، ايشان بهترين موتر را خريده بود و برادران گفتند که حاجي عظيم دايزنگي اگر همکاري بکند يک موتر بسيار پيشرفته دارد، يكي از طلبه هاي کويته به من گفتند ايشان روحيه خاصي دارد و ممکن است به شما توهين کند، من گفتم اشکال ندارد چون ما مسيري را که ميپيماييم هدف داريم و در اين مسير اگر توهين هم شديم مسئلة نيست . خلاصه شب رفتيم منزل حاجي عظيم دايزنگي و درخانة ايشان را زديم و حاجي با زير پيراهني آمد من سلام کردم بسيار سرد جواب سلامم را داد گفت چکار داريد؟ من گفتم با شما کاري دارم که ميخواهم پنج دقيقة در خانه با شما صحبت کنم، حاجي دايزنگي گفت من با شما کار ندارم. خلاصه ايشان اين جوري با ما برخورد کردند و ما برگشتيم و رفيق طلبهام گفت: من به شما گفتم که برخورد خوبي نميكند، گفتم اشکال ندارد حالا شما اين مساله را به کسي نگوييد من از حاجي دايزنگي ناراحت نيستم. گفتم درکويته موتر خوب بعدي از کيست؟ گفتند از حاجي نور محمد صراف، خودم نرفتم کسي را فرستادم به خانة نورمحمد صراف که از اقوام جاغوري بود، گفتيم آيت الله خراساني وارد کويته ميشود شما لطف کنيد موتر خود را فردا در اختيار ما قرار بدهيد و ايشان اين خواستة ما را اجابت کرد و موتر را با راننده در اختيار ما قرار داد، فرداي آن روز حدود 150 موتر و وسائل نقليه از طرف تنظيم نسل نو هزاره، نفاذ فقه جعفري، حوزةعلميه كويته، دفتر حزب وحدت اسلامي افغانستان و مجموعه هاي مردمي آماده شد و به سوي فرودگاه کويته راه افتاديم الحمد لله يک استقبال بينظير از آيت الله خراساني صورت گرفت و ايشان در فرودگاه کويته با استقبال گرم علما و مردم مؤمن کويته مواجه شد و آيت الله خراساني را در جايگاهي که قبلا درنظر گرفته بوديم منتقل کرديم و مدتي را که در آن مهمان خانه اقامت داشتيم استقبال خيلي خوب بود علما، اساتيد دانشگاه در کويته، منورين و فرهنگيهاي آنجا دسته دسته و گروه گروه به ديدار و ملاقات آيت الله خراساني مي آمدند .
درسفري که درکويته داشتيم من يک خاطرة بسيار شيرين از آيت الله خراساني دارم و آن اينکه آيت الله خراساني عرق قوميشان بسيار در حد بالا بود و از اين ناحيه واقعا آدم کم نظيري بود، در يک جلسه به خاطر دارم که اکابر و روشنفکران و شخصيتهاي سياسي و نظامي و جنرالهاي ارشد کويته به شکل دست جمعي آمدند به حضور آيت الله خراساني و يک نفر به عنوان سخنگو از سوي آنها به هيئت و شخص آيت الله خراساني خير مقدم گفتند، ديدم که اشکهاي ايشان دور چشمانش جمع شد و قطرات اشکش ريخت وگفت يکي از آرزوهايم اين بود که مردم شيعه و هزارههاي محروم به اين مقام و موقعيت اجتماعي، سياسي و فرهنگي برسند، الحمد لله فعلا ميبينم که شما در کويته يک موقعيت اجتماعي، سياسي و نظامي خوبي داريد و درعرصههاي سياسي، فرهنگي و نظامي مطرح هستيد. آيت الله خراساني آنجا اشک شوق ريخت، ايشان از بس که در رابطه با محروميت اين قوم از نظر تاريخي رنج برده بود و آن چيزي که ايشان در کويته ديد برايشان واقعا يک چيزي تازه بود و ما هم از آن جلسات لذّت برديم . از افسران عالي رتبه ، آقاي جعفري بود که يک افسر بسيار ورزيده، متدين و قوم دوست بود . خلاصه محفل آن روز يک جلسة بسيار باشکوه و ماندگار در تاريخ بود الحمد لله آيت لله محقق خراساني از جلسات بهرهبرداري خوبي کرد و مرجعيت حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي را بسيار به شکل زيبا مطرح کرد الحمدلله جا هم افتاد و در همان جلسه و جلسات ديگري که من و آيت الله خراساني رسالة آيت الله کابلي را به مردم ميداديم، يادم هست وقتي رساله را به يک پيرمرد داديم ايشان آن را مثل قرآن روي دستش گرفت، اول به چشمانش کشيد و بوسيد و اشکش جاري شد وگفت: خدايا شکر که زنده مانديم و ديديم که آزره هم مجتهد شد .
در کويته حضور آيت الله محقق خراساني بسيار پربار بود و تصميمات و پيشنهاداتي بود که يک شوراي ملّي هزاره تشکيل شود و نماز جمعة باشکوه برگزار گردد در اين رابطه آيت الله خراساني متمايل بود که مجلس شوراي ملّي هزاره تشکيل شود و تمام تلاش ما اين بود که برادران تنظيم، تحريک نفاذ فقه جعفري، علماي کويته، امام جمعه و شخصيت هاي فرهنگي و نظامي را جمع بکنيم و يک شوراي ملي هزاره فراگير تشکيل شود . متأسفانه دراين راستا موفق نبوديم به خاطر تشتت و نفاقهايي که در بين حلقات آنجا وجود داشت سرانجام آيت الله خراساني به اين هدف نرسيد .
مدت سه ماه آنجا بوديم و سفرهاي زيادي به اين طرف و آن طرف انجام داديم، حيدر آباد، کراچي، سنگر و بعضي شهرستانهاي کوچکي که در آنجا از شيعيان مهاجر افغانستاني و شيعيان بومي پاكستاني بودند رفتيم بالاخره تلاشها مستمر بود الحمدلله ما در آنجا دستاورد خوبي داشتيم و من معتقدم که مرجعيت حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي با حضور آيت الله خراساني در پاکستان تثبيت شد
جعفري: راجع به سفر آقاي خراساني يک چيزهايي گفته ميشود و آن عبارت از اين است که آن استقبال پرشوري که از آقاي خراساني در پاکستان مطرح شد و آن جنب و جوشي که آنجا ايجاد شد و آن شور قومي يا ديني و مذهبي که آنجا ايجاد گرديد به گونهاي بود که ظاهرا آقاي خراساني تصميم داشته است که مدت بيشتري در پاکستان بماند و بعد از همانجا يک سفري به افغانستان داشته باشد، بعد راجع به همين مسئله که خيلي استقبال بالا ميگيرد و شدت پيدا ميکند و پاکستانيها از خودشان خيلي شعور اجتماعي نشان ميدهد، ظاهرا بعضيها به آقاي محقق کابلي گفته بوده که شايد زمينة مرجعيت شما در پاکستان زده شود و آيت الله خراساني خودش را به عنوان مرجع مطرح کند لذا آيت الله کابلي از آقاي خراساني شديدا ميخواهد که به ايران برگردد وآقاي خراساني مجبور ميشود که کارهايش را نيمه تمام گذاشته به ايران بازگردد . به نظر شما اين قضيه تا چه حد درست است و اصل ماجرا چه بوده است؟
اخلاقي: اين حرفها صحت ندارد، آيت الله محقق خراساني هواي مطرح کردن خود را نداشت که هيچ، بلکه همانطور که قبلا گفتيم از مرجعيت آيت الله کابلي مستمر و بي وقفه تبليغ ميکرد و حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي هم هيچگاه چنين ذهنيتهايي نسبت به ايشان پيدا نکرد. منتها علت اصلي قضيه اين بود كه سران تنظيم نسل نو هزاره خدمت آيت الله خراساني آمدند و از ايشان درخواست كردند كه مقرشان بايد در خانه تكهدار بابه علي يكي از اركان تنظيم باشد در اين رابطه روي ملاحظاتي كه بود ما نظر موافق نداشتيم. اولا رفتن ايشان با جريان خاص سياسي با بيطرفي مرجعيت سازگار نبود چون توصيه حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي اين بود كه با همه احزاب و جريانها رابطه داشته باشيد دعوتها و سخنرانيهاي تمام احزاب و تشكلها را اجابت كنيد در عين حال مستقل باشيد و وارد بر هيچ يكي از احزاب نشويد حتي حزب وحدت اسلامي كه آن زمان معظم له رييس شوراي نظارت حزب وحدت اسلامي افغانستان بود .
ثانيا آن زمان تنظيم نسل نو هزاره با علما و حلقههاي مذهبي رابطه حسنه نداشتند رفتن با تنظيم سوژه تبليغاتي بر عليه مرجعيت نوظهور براي مغرضين بود كه همينطوري هم شد بعد از رفتن آيت الله خراساني با آن جريان خاص تبليغات گستردهاي در داخل و خارج شروع كردند كه اين مرجعيت ريشه ديني و مذهبي ندارد بلكه مرجعيت قومي و ملي است خيليها با صراحت در حوزه علميه قم و مشهد مقدس ميگفتند مرجعيت حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي ساخته و پرداخته تنظيم نسل نو هزاره و سازمان نصر است به خاطر اين گونه تبليغات زهرآگين در سال 1372 اولين دفتر مرجعيت كه در حوزه علميه قم افتتاح گرديد حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي اينجانب را به عنوان مسئول دفتر قم تعيين فرموده بودند ولي از آنجايي كه من از نظر فكري با سازمان نصر نزديك بودم گر چه تعهد حزبي نداشتم در عين حال با مرجع بزرگوار تقليد اين حقيقت را در ميان گذاشتم كه اگر من مسئول دفتر باشم تبليغات مغرضين عينيت خارجي پيدا ميكند بنابراين مصلحت ايجاب ميكند كه حاج آقاي عارفي مسئول دفتر باشد من معاونت را ميپذيرم اين طرح پذيرفته شد لذا از آن زمان تا اين لحظهاي كه در خدمت شما هستم به عنوان معاونت دفتر معظم له مشغول خدمت ميباشم .
روي اين دو محذور سياسي و اجتماعي مرجعيت با رفتن ايشان با تنظيم نظر مساعد نداشت خلاصه كلام از پاكستان دور نرويم شب آخري كه در كويته در خانه حاجي محمد حسين نرمك بوديم تا ساعت يك و نيم شب روي اين موضوع بحث كرديم از همان جا با حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي تماس گرفتيم معظم له فرمود رفتن آنجا مصلحت نيست مغرضين مارك ميزنند ولي مرحوم خراساني فرمود آقاي اخلاقي من خودم مجتهدم اين جا طبق نظر خود عمل ميكنم نه به نظر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي و جنابعالي. علامه خراساني طبق آن احساس ظريف قومي كه داشت درخواست آنها را پذيرفت و تنظيميها ايشان را به مقر مورد نظر منتقل كردند و مرجعيت اين را به مصلحت نميدانستند لذا حضرت آيت الله الظمي محقق كابلي از ايشان خواست كه به ايران بازگردد ولي مرحوم خراساني بعد از مراجعت از پاكستان با مسئله مرجعيت كما في السابق تلاش ميكرد و ارتباطش با حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي مستحكم و پايدار بود
حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي علاقة خاصي به آيت الله خراساني داشت. اينجا من يک خاطرهاي را خدمت شما عرض ميکنم و آن اينکه: آيت الله خراساني يک تقاضاي مالي داشت من درخانة ايشان آمدم و ايشان از نظر مالي تهي دست بود و نياز مبرم به مساعدت و همکاري حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي داشت، ايشان آن تقاضاي مالي را با من در ميان گذاشت و من با شخص حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي مطرح کردم، معظم له در ابتدا تقاضاي مالي ايشان را اجابت نکرد، اتفاقا در طبقة دوم دفتر قم يک شب بعد از نماز مغرب و عشا با حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي خلوت کردم و بسيار دوستانه صحبت کردم گفتم: حضرت آيت الله ! همين مقام و موقعيت که شما الحمدلله فعلا داريد از ثمرات تلاشهاي آيت الله خراساني است گفتم حاج آقا! من يک زماني تهران آمدم در دفتر پاسداران جهاد، شما و آقاي شيخ غلام حسين موحدي سنگ تخت و آقاي احساني تمزان بوديد، شما ميخواستيد يک مبلغ پولي را براي قومندان حاجي اسد که از قومندانان بسيار برجستة پاسداران جهاد در زابل و جوان بسيار نيرومند بود بفرستيد آنجا شما به من اطمينان نکرديد و يک جلسهاي را تشکيل داديد که پول را از دست آقاي اخلاقي بفرستيم يا نه؛ من ازطرف سازمان تبليغات اعزام ميشدم در آن سفر به ولسوالي چخانسور رفتم براي تبليغات درجبهه؛ سرانجام شما تصميم گرفتيد آن مبلغ را از دست من بفرستيد آن شبي که در دفتر پاسداران جهاد بودم ديدم که شما، آقاي موحدي، آقاي احساني هر نفر يک دانه کمپل و پتوي عسکري داشتيد آن را چهار قدکرده زير سرگذاشتيد و همانجا استراحت نموديد
آن شب با حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي گفتم حاج آقا! ياد شما هست؟ من يک زماني در دفتر پاسداران اين منظره را ديدم و امروز الحمد لله به لطف وعنايت و توجهات خاصه حضرت بقية الله ارواحنا له الفدا، تلاش علما، برادران طلبه و اخصا با فداكاري آقاي خراساني شما فعلا در يک جايگاه بسيار رفيعي رسيديد که امروز آقاي احساني دايكندي، آقاي استاد موحدي و ديگران ميآيند در برابر شما زانو خم ميکنند و دست شما را ميبوسند و به اين بوسيدنها افتخار ميکنند، آن جايگاه شما با امروز اصلا قابل مقايسه نيست و اين موقعيت اجتماعي و معنوي که خداوند براي شما داده الحمد لله به عنوان يک چهرة شاخص و متنفذ فعلا مطرح هستيد و هشتاد درصد از علما و مؤمنين افغانستان از شما اطاعت ميکنند اين عنايت خدا بوده «تعزّ من تشاء وتذّل من تشاء» در عين حال اين كار يک زمينه سازي ميخواست و بهترين زمينه را آيت الله خراساني ساخت، اگر ايشان نبود شما به اين مقام و موقعيت نميرسيديد، اگر مؤيدات و تأييدات آيت الله خراساني نبود من حقير هم درکنار شما نبودم، ايشان کمر ما و رفقاي ديگر را بست . تقريبا نيم ساعت صحبت کردم، صحبتها بسيار خالصانه و از روي عقيده بود يک اثر خاصّي گذاشت در آن جلسه فورا خواستة مالي آيت الله خراساني با توجه به ضعف مالي همان شب برآورده شد ما آن مبلغ را حواله کرديم الحمد لله ايشان آن منزلي را که داشت ترميم کرد. روي هم رفته يک ارتباط بسيار عميق و تنگاتنگ بين حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي و آيت الله خراساني بعد از جريان پاکستان وجود داشت گرچه دستهايي هم بودند که ميخواستند تنشهايي به وجود بياورند که الحمد لله اين مسئله نشد چون من و آقاي خطيبي و دوستان ديگر بوديم و در اين زمينه تلاش کرديم، به عقيده ما تمام دار و ندار حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي، آيت الله خراساني را ميدانستيم لذا به ايشان ارادت و عنايت خاصّي داشتيم ، الحمدلله تا زماني که ايشان در قيد حيات بود ارتباط حسنه بود وگاه گاهي که نيازهاي مادي پيدا ميشد ما نيازهاي مادي ايشان را بطور ويژه حل ميکرديم، گاهي از طريق حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي وگاهي از طريق مهاجرين ، من و آقاي خطيبي تلاش ميکرديم که مشکل مالي ايشان را حل کنيم. زماني که ايشان به رحمت الهي رفت، هيئت ويژة پنج نفري از سوي حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي پيام آورديم و در مراسم تدفين ايشان شرکت کرديم که شايد شما در آن جلسات بوديد و پيام آيت الله العظمي محقق کابلي در رابطه با ارتحال ان عالم مجاهد و فرزانه قرائت گرديد .
جعفري: راجع به مشکلات مالي آيت الله خراساني من بايد يک مطلب را عرض کنم و آن اينکه آقاي خراساني اگر گه گاهي بعضي از مشکلات مالي را با شما يا با آيت الله کابلي مطرح ميکرده اين نشانة همان عرق ملي و قوميشان است و الا آقاي خراساني تا آنجايي که من شنيدم از دوستان ايراني و غير ايراني مثلا سيد محمد باقر حکيم بارها پيش ايشان آمده بوده و پولهاي هنگفتي هم در اختيار ايشان قرار داده بوده ولي ايشان قبول نميکرده و اين هم نشان ميدهد که آقاي محقق خراساني واقعا از يک عزّت نفس و عزّت علمي قوي برخوردار بوده است. حالا ازاينکه بگذريم راجع به همين سفر آيت الله خراساني به پاکستان ، آيا آقاي محقق کابلي به ايشان دستور بود يا از آنجا دعوت شده بود؟
اخلاقي: ايشان از اينجا از سوي آيت الله کابلي به پاکستان سفر کرد و از آنجا دعوت نشده بود اين طرح از طرف خود حضرت ايت الله محقق كابلي بود که هيئتي به پاکستان بفرستد و در ترکيب آن هيئت آقاي خراساني در رأس انتخاب شد و بقيه دوستان اعلام آمادگي نکردند من با عشق و علاقة خاص با ايشان همسفر شدم چون ايشان مشوق ما بود خلاصه اين هيئت دونفره بود که من از طريق مرز زاهدان تفتان وارد پاکستان شدم و آيت الله خراساني از تهران با طياره آمد.
جعفري:آقاي خراساني علاوه بر ديدارهايي که با مردم و علما داشت با شخصيتهاي سياسي و نظامي و دولتي که هزاره بوده ديدارهايي داشت يا نه؟
اخلاقي:البته ايشان به ديدار کسي نرفت ولي آنها آمدند ازجمله آقاي جعفري که يک جنرال است و رتبة بسيار بالايي دارد و درکويته آدم بسيار موثري است که حتي بلوچها هم روي ايشان حساب دارند و همينطور شخصيتهاي ديگري که در چوکات حکومت ايالتي بلوچستان آنهايي که از مليت ما بودند همه آمدند منتها اساميشان از يادم رفته است و از همة اينها معروفتر آقاي جنرال جعفري بود.
جعفري: استقبال علما از آيت الله محقق خراساني چطور بود؟
اخلاقي: علما متأسفانه آن طوري که انتظار ميرفت استقبال نکردند چون علماي که آنجا هستند يک سري وابستگيهايي به اين طرف و آن طرف دارند و آن استقبال لازم را که ما انتظار داشتيم نداشتند، گرچه در ابتدا خوب بود، دعوت کردند و به ديدن آيت الله خراساني آمدند ولي اينکه زمينههاي سخنراني در مساجد و تکاياي که مربوط به علما بود فراهم شود متأسفانه فراهم نشد و ما يکسري تحقيقاتي که داشتيم معلوم شد که آنها ارادة به تمام معنا از خودشان ندارند و در بين آنها دستهايي کار ميکنند و بنا دارند که مسئلة مرجعيت حضرت آيت الله العظمي کابلي پررنگ در پاکستان مطرح نشود.
جعفري: باتوجه به اينکه پاکستان يک کشور عجيب و غريب است از نظر عقائد و گروهبنديها و احزابي که در بين مردم هزاره هستند با گرايشهاي بسيار تند و افراطي اسلامي و قومي. راجع به اينکه بعضي از گروهها و احزاب يک تصويري يا يک توهمي که از روحانيت يا از مرجعيت داشتند، حال با توجه به سفر آيت الله محقق خراساني در آنجا و نوع تبليغي که ايشان ميکردند، اين نگاهها تا چه حد تغيير کرد و سفر آقاي محقق خراساني راجع به روشن شدن تصويري از علما و مرجعيت در نظر اين نوع از گروهها چگونه بود؟
اخلاقي: با رفتن آيت الله خراساني و جلسات سخنراني که ايشان در اين رابطهها داشت بسيار مشروح و مستدل بود هشتاد درصد نگاهها و ديدگاهها عوض شد استقبال بسيار خوب بود همة گروهها و جناحهاي سياسي با افکار و انديشههاي متفاوتي که داشتند در اين رابطه همه آمادگي داشتند و تقريبا يک اميدي براي آنها به وجود آمده بود در اين رابطه هيچ شک و ترديدي نبود كه با روشنگري آيت الله خراساني يک ديد نو و نگاه نو در عرصه مرجعيت و علما بوجود آمده بود از طرفي چون عرق قومي در آنجا در حد بالا مطرح است به اين باور رسيده بودند يک شخصيت علمي که از خود ما است و اقدام کرده، حمايت از اين مرجعيت وظيفة شرعي، ملي و قانوني ما است، خلاصه استقبال از مرجعيت از طرف احزاب و گروههاي سياسي خيلي خوب بود ، کم وکسري که ما داشتيم از طرف بعضي علماي منطقه روي ملاحظاتي كه داشتند بود
برهانی:الآن اگر شما يک مقدار دقيقتر صحبت کنيد ايشان در پاکستان چند سخنراني، چند مصاحبه و چند نشست وگفت وگوهاي علمي داشته است ؟
اخلاقي: البته سخنرانيهاي مهمي که داشت دو سخنراني را يادم هست، يک سخنراني در امام باره نچاري بود که جمعيت قابل توجهي در آن امام باره شرکت داشتند و جلسة ديگري که جمعيت باشکوهي شرکت کرده بودند در تالار تنظيم گرفته شده بود و در آن جلسه بيشتر نخبگان فرهنگي و چهره هاي شاخصي هزارهها از شخصيتهاي سياسي، نظامي و ملکي حضور داشتند و مهمترين جلساتي که درکويته داشتيم همين دو جلسه بود ، اما جلساتي که با علما و شخصيتهاي علمي، فرهنگي و نخبگان جامعة هزاره داشتند اين جلسات در محدوده ده و دوازده نفري بودند هم در سطح خواهران و هم در سطح برادران و از اين نوع جلسات علمي روزانه چهار يا پنج جلسه با ايشان برگزار ميشد و مجموعههاي دانشگاهي و حوزوي در قالب اين جلسات با آيت الله خراساني ملاقات ميکردند.
برهانی: شما يک تيمي که اين جلسات و نشست ها را فيلم برداري کند، ضبط نمايد وگزارش تهيه کند داشتيد يا خير؟
اخلاقي: البته ما تيم فيلمبرداري و گزارشگر ويژه نداشتيم ولي جلسات مهمي که در امامباره نچاري، دفتر حزب وحدت و در تالار تنظيم و... برگزار شده بود همه فيلمبرداري شده است من معتقدم که برادران تنظيم و ديگران آن نوارها را حفظ کردهاند، ولي متأسفانه ما آن نوارها را فعلا در اختيار نداريم
اکبري: حاج آقاي اخلاقي! همان گونه که گفتهاند تاريخ تکرار ميشود، بعضي از اتفاقات و جريانها در سير تحولات و تاريخ ملتها چنان شبيه هم بوده و همانندي دارد که انسان به محض تصور اين جمله به تصديق آن ميپردازد از جمله در سفر پرثمر مرحوم آيت الله خراساني که به معيت و همراهي جنابعالي در پاکستان صورت گرفت جرياني پيش آمد که به عنوان يک نقطة ابهام و يا در بينش بعضي به صورت يک اتهام راجع به شخصيت شخيص آن مرحوم ابراز گرديده که تلقي حقير از اين قضيه با توجه به اين مقدمه اين است که پذيرفتن پيشنهاد تنظيميها و سرانجام رحل اقامت افگندن حضرت آيت الله خراساني در مقر آنها که يقينا بر خلاف تمايل شما به عنوان همکار و همسفر و برخلاف نظر حضرت آيت الله العظمي کابلي صورت گرفت اين حرکت باعث شد که انگشت اتهام خيليها بسوي ايشان نشانه رود و گفتند که ايشان سادهلوحي به خرج داده و فريب زبان چرب و نرم آنها را خورده و کلا به دام تنظيميها افتاده!!
ولي با توجه به بينش بلند و عميق علمي و اعتقادي و منش رهبري و هدايتگري آن مرحوم اين مسئله مرا به ياد يک تکه از تاريخ انقلاب اسلامي ايران مياندازد که عينيت و همانندي اين دو موضوع را مرتبط کرده و با هم پيوند ميزند و آن اينکه: در بين روحانيون پيشتاز و انقلابي در کنار مرحوم امام(ره) حضرت آيت الله طالقاني بود، آن مرحوم در برخورد به مسائل با سعةصدر و ديد باز و نظر وسيع برخورد ميکرد و اين اخلاق ويژة ايشان باعث شده بود که تعدادي از روشنفکران غير حوزوي که بعضا التقاطي هم فکر ميکردند نطقة تلاقي بين علماي مبارز حوزه و روشنفکران دانشگاه واقع گردد کما اينکه در يکي از مطبوعات آن زمان با مهندس بازرگان مصاحبة انجام داده وسئوال شده بود که چرا شما و دکتر شريعتي و جلال آل احمد و ديگران از بين روحانيون با آيت الله طالقاني گرم ميگيريد و مراوده و ارادت داريد؟ بازرگان در پاسخ گفته بود که من از يک اخلاق ايشان خوشم ميآيد که آقاي طالقاني اخلاق روحاني ندارد، بعدها که مشکل و معضلة کردستان پيش آمد امام (ره) با درايت خاصي که داشت ايشان را براي حل و فصل و برطرف شدن آن چالش به وجود آمده در کردستان گماريد و خيلي براي از بين بردن آن چالش و خشکاندن ريشة نفاق تلاش به خرج داد و توفيقات زيادي هم بدست آورد و بعدها خودش در سخنراني گفت که من چنان با اين جوجه کمونست ها گرم گرفتم که حتي امام به من شک کرد و فرمود که شما خيلي بيش از اندازه توي اينها جلو رفتهايد ولي من در جواب گفتم اماما! از تمام ترفندها استفاده کردم که شايد اين جوجه کمونست ها را متنبّه کرده به شاهراه هدايت بکشانم نه اينکه خود هضم در آنها گردم ، حال عين همين قضيه را در برخورد آيت الله خراساني با فرهنگيان و جوانان تنظيم در پاکستان شاهد بوديم که بعضا چنين ابراز نظرهايي نابجا از طرف محافل روحاني و بعد هم مردمي ابراز گرديد، آيا شما که شاهد صحنه بوديد در اين قضيه با حقير هم عقيدهايد يا دليل و توجيه ديگر دربارة اين موضوع داريد ؟
اخلاقي : البته آنچه را شما فرموديد احتمالش هست و ممکن است آيت الله خراساني همين انگيزة آيت الله طالقاني را در رابطه با تنظيم نسل نو هزاره داشته است منتها ايشان اين را به ما ابراز نکرد اگر در جلسات خصوصي اظهار ميکرد که ارتباط با اينها با اين انگيزه يک ضرورت است و هدف ما اين است که اينها را ارشاد بکنيم و انحرافاتي احيانا اگر در مسائل اعتقادي داشته باشند در راه راست هدايتشان بکنيم، اگر يک چنين توضيحاتي مي داشت طبيعي بود که ما ميپذيرفتيم حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي هم اين منطق را پذيرا بود
اين نکته را هم شما توجه داشته باشيد اينكه ميگويم آيت الله خراساني از طرف علما آن طوري که بايد و شايد استقبال ميشد، نشد يعني يک استقبال آرماني از طرف علما نشد و حرفهاي ايشان را در رابطه با مرجعيت نميپذيرفتند اين هم به خاطر يک سري عوامل مرئي و نامرئي بود، نه اينکه از شخص آيت الله خراساني استقبال نشده باشد و ايشان خداي ناکرده در يک انزواي اجتماعي قرار بگيرد و چارة جز اينکه درکانال تنظيم بيفتد نداشته باشد. نه اصلا چنين نبود به علاوه مرجعيت و نمايندگان معظم له مشكل اساسي با تنظيم نسل نو هزاره نداشتند هدف اصلي بيطرفي مرجعيت از احزاب بود.
جعفري : اصلا همين جايگاه علمي و شخصيت والاي ديني آيت الله محقق خراساني چنين ذهنيتي را نفي ميکرد و البته با آن تعبد و تدين و آن سن وسالي که آقاي خراساني داشت اين ذهنيت اصلا نبايد به وجود ميآمد حالا چطور شد که اين ذهنيت به وجود آمد و حتي دوستان نسبت به محقق خراساني بدبين ميشود که حتي آقاي محقق خراساني در دام تنظيميها بيفتد و تنظيميها از ايشان سؤ استفاده کنند و مرجعيت به چالش کشيده بشود. خود همين جايگاه علمي آقاي محقق خراساني اين ذهيت را نفي نميکرد؟
اخلاقي: اين فرمايش شما يک واقعيت است من شخصا هم بر اين باورم و عينا همين ديدگاه و نظر حضرت عالي را دارم که شخص آيت الله با آن جايگاه علمي که داشت تأثير پذير نبود، از نظر اعتقادي و مسائل ديني همواره تأثير گذار بود، منتها با توجه به شرايط آن زمان، با توجه به اينکه مرجعيت يک حركت علمي و اعتقادي نوپا بود و با توجه به دستهاي مرموزي که در رابطه با تضعيف مرجعيت کار ميکردند و ميخواستند اين مرجعيت را در نطفه خفه کنند، باتوجه به اين ملاحظات جنبي طبيعي بود که از آن برنامهها يک عدهاي سوژة تبليغاتي درست ميکرد، و الا جايگاه علمي آيت الله خراساني با آن قداست و تعبدي که داشت اصلا در ذهن کسي نميآمد که آيت الله خراساني تأثير پذير باشد، ايشان همواره تأثيرگذار بود نه تأثيرپذير.
خلاصه برنامهها طوري بود که مسئلة مرجعيت را مرتبط کرده بود با تنظيم نسل نو هزاره و سازمان نصر افغانستان و ما از کانالهاي بسيار موثق شنيديم که نسبت به همين حرکت مرجعيت خيلي از مسئو لين جمهوري اسلامي ايران را باورانده بودند که اين حرکت يک حرکت قومي، نژادي، ملي و جغرافيايي است وگردانندهگان اين حرکت، تنظيم نسل نو هزاره در پاکستان و سازمان نصر افغانستان در ايران است و افرادي هم دارد که اينها در درون تشکيلات دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي افکار و انديشههايشان را پياده ميکنند، اين مسائل بود و حتي ما اين احتمال را ميداديم که بعضي از دوستاني که در قم درکنار ايشان بودند از طريق بعضي نهادها موانع و مشکلاتي برايشان خلق بشود که اينها نتوانند در اين کاروان ادامه فعاليت داشته باشند. اين مسائل بود که ما در جريان خيلي از جزئيات هستيم.
جعفري : پس يک جريان خارج از جريان ملي خودما بوده و بالاخره رنگ ملي به خود گرفته بوده .
اخلاقي: احسنتم، اين مسئله يک واقعيت است نه تنها سازمان نصر يا تنظيم نسل نو هزاره بلکه کشورهاي غربي مطرح بود و حتي در بعضي نهادها اين طوري گزارش داده بودند که اينجا پاي استعمار در ميان است و حتي مسئلة آمريکا هم مطرح بود که بالاخره استعمار ميخواهد اين مرجعيت را به اين شکل پروبال بدهد. حالا بعد از گذشت چهارده پانزده سال نهادهاي جمهوري اسلامي ايران که آن زمان با شک وترديد به مرجعيت در افغانستان مينگرستند الان در سالهاي اخير يک مقدار حسن نظر پيدا کرده چون بعد از آن، تمام گزارشها را دنبال و بررسي نمودهاند به اين باور رسيدهاند که اين يك حرکت ديني، اعتقادي و علمي است نه حركت قومي و جغرافيايي. اين حسن نظر تازگي ها پيدا شده است، سالهاي اول ذهنيتها بسيار خراب بود جناب آقاي جعفري.
برهانی: جناب عالي در سفرهاي متعدد و به مکانها وشهرهاي مختلف آن مرحوم را همراهي کردهايد و همچنين با ايشان تا جاي زيادي حشر و نشر داشتهايد لذا اگر مقداري از اخلاق و رفتار شخصي وکردارهاي فردي و برخوردهاي اجتماعي که با اقشار مختلف از قبيل علما و بزرگان و همسفران و مردم عادي داشتهاند که مورد توجه شما قرارگرفته و براي ما جالب باشد را بيان نماييد خيلي ممنون ميشويم
اخلاقي : آيت الله خراساني رحمت الله عليه از نظر اخلاقي واقعا تجسم عيني اخلاق بود، آدمي بود که تمام خصوصيات و ويژگيهاي لازم براي يک عالم و روحاني را داشت و انسان بسيار متواضع، سليم النفس و قانع بود در بعضي از جلسات ما شاهد بوديم به اندازة ايشان مؤدب بود بعضي تذکراتي که به حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي داشت در جلسه مطرح نميکرد. من يادم هست يک مورد بسيار سرّي و محرمانه بود ايشان به من پيشنهاد کرد بعد رفتيم منزل معظم له، آقاي خراساني به من گفت موضوع را با شخص ايشان مطرح ميکنم بعد در اتاق خلوتي رفت و آن موردي را که ميخواست، به ايشان تذکر داد در حالي که من در جريان بودم؛ و همين طور در جلساتي که علما حضور داشتند آيت الله محقق خراساني بحث علمي که ميکرد حتي الامکان احتياط ميکرد با حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي خيلي جدي جر و بحث نکند به خاطر اينکه عظمت و ابهت ايشان حفظ شود و اما در جلساتي که در منزل معظم له بود بحث علمي خيلي داغ ميشد آيت الله خراساني بسياري از مسائل را نقد ميکرد و به تعبير خودشان ميگفت: من صبحها با آيت الله کابلي کمر ميدهم و نبرد علمي ميکنم و ايشان در اصول و فقه پهلوان است اين در حالي بود که خودش مجتهد بود شايد از نظر علمي کم وکسري از حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي نداشت خود معظم له هم اجتهاد ايشان را تاييد ميکرد. خلاصه تواضع آيت الله خراساني با تمام اقشار براي ما يک الگوي حسنه است که من خاطرات بسيار شيرين در اين رابطه از ايشان دارم.
حاج اکبري: جناب آقاي اخلاقي ! با توجه به اينکه يکي از اهداف اين مصاحبهها پيرامون شخصيت علمي، فرهنگي و ملي آيت الله خراساني ارائه دادن اسوة حسنه و معرفي کردن الگو و نمونة عيني، علمي و عملي براي ملت و مردم ما است بناء از مجموع شخصيت وجودي آن مرحوم کدام بعد از ابعاد آن داراي برجستگي خاص بوده و به عنوان الگوگيري پيشنهاد ميکنيد؟
اخلاقي: من معتقدم که آيت الله خراساني از جهات و ابعادي گوناگون براي علما و طلاب جوان ما ميتواند الگو باشد. اول از نظر علمي، ايشان در عرصة علمي آدم توانمندي بود و اهتمام خاص داشت . من در سفري که به بندرعباس ميرفتيم در داخل طياره کنار ايشان بودم وگفتم حاج آقا! در رابطه با سخنراني شما چه توصيهاي ميکنيد و چکار بکنيم که بر سخن گفتن مسلط شويم و مسلط بر واژهها باشيم، ايشان فرمود که لغات و واژهها را حفظ کنيد و بعد مطالب چه علمي و چه تاريخي که مطالعه ميکنيد در قالب اين لغات و واژهها ريخته ميشود و سخنراني شما يک سخنراني جمع وجوري از آب درميآيد. پس اولين جهتي که ايشان ميتواند براي ما الگو باشد در بعد علمي است که ايشان از اين نظر هم توانمند بود و هم آدم جدي و تلاشگر، و هميشه توصيه ميفرمود که از نظر علمي خودتان را مجهز بکنيد اگر از نظر علمي توانمند نباشيد ممکن است در يک مقطعي درخشش داشته باشيد ولي سرانجام ميلغزيد.
جهت دومي که ايشان ميتواند براي علما مخصوصا براي طلبههاي جوان ما الگو باشد در بعد تبليغ و خطابه است، ما علماي زيادي داشتيم که متأسفانه يک بعدي بودهاند، بعضي علمايي داريم که از نظر منبر و خطابه يد طولايي دارد ولي از نظر علمي ميلنگد يا بالعکس بعضي علمايي داريم که در عرصة علمي توانمند است ولي از نظر فن خطابه و تبليغ و سخنراني بسيار ضعيف است و محتواي علمي و ما في الضميرشان را نميتواند براي مردم و جامعه القاء کنند. آيت الله خراساني يک عالم دو بعدي بود از اين منظر هم الگوي خوبي است علماي ما همانطوري که در عرصة علمي تلاش ميکنند در عرصة تبليغ و خطابه و نويسندگي هم تلاش کنند، ايشان در عرصه قلم نويسندة بسيار توانا بود آثار گرانقدر و گرانسنگي از ايشان به يادگار مانده است كه به همت والاي شما عزيزان ماندگار تاريخ خواهد شد ان شاء الله .
جهت سومي که ميتواند الگو باشد اين است که آيت الله خراساني يک عالم و يک مجتهد هدفمند و هدفدار بود، من معتقدم که ما در بين مجتهدين و علماي طراز اول مثل آيت الله خراساني آدم دردمند و هدفمند کم داريم يعني مجتهدي که از نظر علمي به اندازة آيت الله خراساني باشد داشتيم ولي آن هدفمندي را نداشته است، ايشان آدمي بود مسئوليت پذير و هدفمند و بسيار انديشة بالا داشت پنجاه سال و صدسال بعد را فکر ميکرد، من معتقدم از اين زاويه هم آيت الله خراساني يک اسوه و يک الگوي حسنه است علماي ما به علاوة که در عرصة علمي، فرهنگي و تبليغي توانمند باشند، هدفدار هم باشند و در زندگي هدف و آرماني را دنبال و براي آن هدف و آرمان خطوطي را ترسيم بکنند .
جعفري: راجع به اين مسئله شما به نکتههاي خوبي اشاره کرديد حالا اگر حاجي برهاني صاحب وقت زياد داشته باشد يک سؤال ديگري را مطرح بکنيم و آن اينکه بعضي ها خيلي عالم هستند امّا عقل اجتماعيشان کم است و بعضيها عقل اجتماعيشان خيلي زياد است ولي بنية علميشان بسيار کم است، اين است که يک انساني که هم در بعد اجتماعي و هم در بعد علمي و هم در همة عرصهها رشد کند بسيار کم است علاوه بر آن ما در مرجعيت کمتر آدم را ميبينيم که زبان عصر خود را و زبان مخاطبان خود را خيلي خوب بفهمد. آقاي خراساني اين ويژگي را داشت حالا با توجه به اينکه شما در سفرهاي تبليغي با ايشان بوديد يک تصويري از اين قسمت هم ارائه بدهيد.
اخلاقي: به نکتة خوبي اشاره کرديد، ايشان در بعد مخاطب شناسي يک آدم استثنايي بود شرايط زمان و مکان را در نظر ميگرفت، مخاطبين را در نظر ميگرفت و سخنرانيهاي ايشان را در قم، خاتون آباد، مرقد امام خميني(ره) و بندرعباس اگر با هم مقايسه کنيم کاملا متفاوت است مثلا يک سخنراني ايشان در مسجد اهل البيت قم داشت آن سخنراني بهترين سخنراني آيت الله خراساني بود که متأسفانه ما نوار آن را پيدا نتوانستيم مثل اينکه برادران خوب برنامهريزي نکرده بودند.
من يک نکته را قبلا اشاره کردم که آيت الله خراساني يک عالم و يک روحاني هدفدار و هدفمند بود و در عرصههاي علمي و سياسي ايشان بر اين باور بود که ما در افغانستان بايد در دو عرصه کار بکنيم هم در عرصة سياسي که ايشان به رهبري شهيد مزاري معتقد بود ميگفت بايد در عرصة سياسي آقاي مزاري تقويت شود در عرصة علمي حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي بايد تقويت شود و اين دو جريان علمي و سياسي بايد با هم مرتبط باشند و مثل دو بالي باشد براي تحرک جامعه در عرصه هاي سياسي، فرهنگي و فقهي و در اين مسير هم صادقانه تلاش ميکرد من يادم هست در جلسة سخنراني که در خاتون آباد داشت وقتي شهيد مزاري و حزب وحدت مطرح شد رشادتهاي آقاي مزاري و دستآوردهاي حزب وحدت را بيان مي کرد، تصوير ايشان خوب در ذهنم هست که مشت را گره کرده بلند ميکرد و فرياد ميزد: مزاري مزاري حمايتت ميکنيم ، مزاري رهبر ماست محقق مرجع ماست، سخنراني بسيار جالب سياسي در خاتون آباد داشت که متأسفانه نواري که در آن جلسه برادران ضبط کرده بودند در دسترس ما قرار ندادند.
جلسة که درقم، منزل آقاي خطيبي داشتيم 120 نفر از علماي طراز اول را در آن جلسه دعوت کرده بوديم آيت الله خراساني سخنراني که داشت کاملا علمي و اجتهادي بود و آراي اکثريت علماي موجود در جلسه را متحول و متغير کرد يعني اکثرا متقاعد شدند و درکتاب (مرجعيت رمز بقاء تشيع) نظرات آنها گنجانده شده است که عامل اصلي اين تغيير و تحول همان سخنراني علمي و تحليلي آيت الله خراساني بود. و همچنين در جلسة مسجد اهل البيت . اين يک واقعيت است که سخنرانيهاي ايشان با توجه با وضعيت جلسه، باتوجه به مخاطبين فرق ميكرد و مخاطب شناسي خوبي داشت لذا سخنرانيهاي ايشان متفاوت بود با توجه به نياز زمان و با توجه به افکار و انديشههاي مستمعينشان صحبت ميکرد.
اکبري: فرموديد که آيت الله خراساني مدت ده روز در قم اقامت داشت و در اين مدت به ديدن مراجع ميرفت، حالا هدف ايشان اين بوده که آقايان مراجع را متقاعد بکند تا با مرجعيت آيت الله محقق کابلي مخالفت نکنند يا ميخواست که علما و مراجع را از لحاظ علمي در ترازوي سنجش قرار بدهد و آيت الله کابلي را با آنها مقايسه بکند. هدف چه بوده ؟
اخلاقي: من معتقدم که آيت الله خراساني در دهة که در قم اقامت داشت بيشتر همان چيزي را که شما اشاره کرديد تعقيب ميکرد يعني در واقع ميخواست ايشان را از نظر علمي با ساير مراجع مقايسه بکند و اين کار را هم کرد ايشان به ديدار ايات عظام مکارم شيرازي، سيد محمد شيرازي، منتظري، صانعي و ... رفت. ايشان در مدت اقامت در قم بيشتر در بعد علمي يک حالت مقايسة آيت الله کابلي را با ساير مراجع داشت. من در آن شبي که آيت الله خراساني در منزلم بود از ايشان کسب تکليف کردم که اگر در اين مسير باشيم شرعا براي ما مسؤليتي به وجود نخواهد آمد يعني واقعا برئ الذمه هستيم و شما تأييد ميکنيد. ايشان فرمودند بلي من در اين دهة که اينجا بودم صبحها نبرد علمي داشتم و با آقايان مراجع قم با همه نشست داشتم و اقاي محقق نجفي كابلي از نظر فقهي و اصولي قهرمان است اين تعبير آيت الله خراساني بود. ايشان بيشتر آن نظر را داشت درعين حالي که اين حرکت را آغاز کرده يک مقايسة هم بکند که آيت الله کابلي نسبت به ساير مراجع و فقهاي که فعلا موجود و صاحب رساله هستند در چه سويه است در حد آنها است ، بالاتر يا پايينتر است . ايشان ميفرمودند : حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي از اکثريت فقهاي موجود بالاتر است .
برهانی: جناب حاج آقاي اخلاقي در پايان اگر کدام خاطرة زيبايي از آيت الله خراساني داريد براي ما بيان نماييد.
اخلاقي: البته خاطرههاي زيادي دارم و از جمله خاطرة شيريني که از آيت الله خراساني دارم همان اخلاق نيکوي ايشان است، در جلساتي که بوديم و مدتي که در قم، تهران، پاکستان و جاهاي ديگر بوديم با ايشان هماتاق بودم ايشان به اندازهاي با ما صادقانه و خودماني و طلبگي برخورد ميکرد که انگار من با آيت الله خراساني يک طلبة هممباحثه و همحجره هستم، ايشان به اندازهاي تواضع و فروتني و اخلاق نيکو داشت که ما را شرمنده ميکرد و بعضي واژهها و تعبيراتي را نسبت به من داشت که الان به زبانم نميآيد تعبيرات ايشان را نسبت به خودم خدمت شما ارائه بدهم .
برهانی: از شکسته نفسي که بگذريد يکي دوتا از آن تعبيرات آيت الله خراساني را نسبت به خودتان بيان کنيد .
اخلاقي: نه، صلاح نميدانم
اخلاقي: خلاصه تواضع و فروتني و برخورد طلبگي ايشان با يک طلبة مثل من طوري بود که من فريفتة ايشان شدم ولذا وجدانا، اخلاقا وايمانا براي خود وظيفة شرعي ميدانستم که بايد در رابطه با آيت الله خراساني کار بکنم و خواستهها و نيازهاي ايشان بايد تأمين گردد تا جايي كه در توان داشتم انجام شد الحمدلله ايشان هم از ما تا آخر راضي بود. و الان هم در سفرهايي که به مکة معظمه و مدينة منوره مشرف ميشويم از همکاراني که هميشه در زير ناودان طلا نائب الزيارةشان هستيم در رأس آيت الله محقق خراساني است و همين طور مرحوم صابري، مرحوم استاد فصيحي يکه ولنگي و استاد خليل رحمت الله عليهم، از ياران بسيار صميمي ما در سنگر مرجعيت بودند ما هميشه به ياد دوستان هستيم و آيت الله خراساني در ذهن و باور ما جايگاه ويژه دارد و هيچ وقت ايشان را فراموش نميکنيم و خداوند روحشان را از ما شاد کند و اميدوارم انشاءالله راه خراساني، مرام خراساني و آرمان خراساني توسط شما عزيزان در تاريخ ماندگار شود.
برهانی: باتشکر از شما جناب حاج آقاي اخلاقي که اين زحمت را قبول کرديد و ما را به اين گفت وگوي دوستانه افتخار بخشيديد و از اينکه شما را خسته کرديم ما را ببخشيد.
اخلاقي : من از زحمات و تلاش شما عزيزان بسيار مسرور و خوشحالم و اتفاقا من هم در اين فکر بودم که اين شخصيت بايد افکار و انديشهها و آرمانهايش زنده بماند و از همان ابتدا که از آقاي حاج اکبري شنيدم که دوستان در اين رابطه کار ميکنند بسيار خوشحال شدم و من هم به عنوان يک شاگرد کوچک آيت الله خراساني و به عنوان يک کسي که در مسير مرجعيت ايشان راهنماي ما بود درکنار شما هستم و اگر خاطراتي و بعضي آثار علمي ماندگاري از ايشان در پيش علماي ديگر باشد حاضرم با شما عزيزان همکاري صادقانه داشته باشم انشاء الله .
تهيه وتنظيم از: محمد علي برهاني شهرستاني